9 دی انقلاب سوم

روزی دیگر به روزهای خدا اضافه شد .

به برکت خون سیدالشهدا و عزاداری آن حضرت ، مهر تایید و تثبیت دیگری بر راه ملتی که با الگو گرفتن از آن امام حرکت کرده زده شد.

بار دیگر یزیدیان چهره نمایی خود را با بی آبرویی شستند و آوای خاک آلود حسین علیه السلام از حنجر فرزندان عاشورایی امام زمان در قرن 21 بلند شد که "هیهات منا الذلّه" .

بار دیگر ملت ایران نشان داد که از اخلاق و منش کوفی فاصله دارد و فرق بین تزویر و خدعه را می داند.

بار دیگر مردم ولایتمدار در راه نایب صالح و به حق ولی عصر و امام زمانشان ثابت قدم ماندند وبا ایستادگی تمام و صبر و حلم امام گونه بدون واهمه لبیک گفتند.

اینبار مسلم ، سفیر حسین زمان ،سید علی امام زمان ، تنها در میان کوچه های غربت جهل و دنیا طلبی و تزویر و ریای فرصت طلبان تنها نماند .

.

. واین ها یعنی:

یابن الحسن یابن الحسن

آماده ایم آماده

حروف مقطعه قرآن كريم

حروف مقطعه قرآن كريم

در اين موضوع سخن و نكته بسيار گفته شده است ....

آنچه به نظر مي رسد اينكه اصل در حروف مقطعه ، همان رمز بين خداوند و رسول گرامي مي باشد و مابقي شطحات و ارتكازات ذهني است . بلا تشبيه شبيه آنچه بين مسلمانان و بخصوص شيعيان رايج است كه در مقام احترام و تقدس براي اسماء متبركه خداوند و معصومان و انبياء عليهم السلام ؛ كه كلمات ؛ جل جلاله ، صلي الله عليه و آله ، عليه السلام ، سلام الله عليه و... را به كار ميبرند . امّا به اشتباه و بي توجهي گاهع به جاي اين كلمات ، اختصار آنها را به كار مي برند ، همچون ؛ جلّ به جاي جلّ جلاله ، ص به جاي صلي الله عليه و آله ،‌ ع به جاي عليه السلام ، س به جاي سلام الله عليها و... .

وهر گاه از نويسنده يا ديگران در باره آن پرسيده شود معناي لفظي آنرا بيان مي كنند يا هدف و غرض از آن را . بنابراين اصل در معناي آن اختصارات ؛ همان احترام وتقديس است و ساير نكاتي كه به انديشه فرد خالي الذهن تبادر مي كند ، همچون ، صلوات الله ، عين الله ، نشانه بزرگداشت و ... تنها تبادرند و اصل همان معناي نهفته در آن است .

لذاممكن است نكات زيادي درباره حروف مقطعه بيان شود ولي نكته مهم و اصلي همان رمز و سرّ بين خداوند و پيامبرش مي باشد كه فقط خدا مي داند و بس . 2/10/1391

مهندسي معكوس اعتقادي در جنگ نرم دشمنان عليه مؤمنان

اعتقاد مؤمن ؛

دل آيينه اي ست كه نور خدا در آن مي تابد و خداوند با الهام و وحي  در گونه هاي مختلف آن ، بندگان و انسانهاي صالح را هدايت  و اموري را براي آنها تبيين مي نمايد كه از اقسام هدايت خاص نيز مي تواند باشد و مصداقي بر برخي از آيات الهي همچون ؛


وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً (2طلاق

آنکه خدا را در در نظر داشته باشد ، خداوند برای او در بن بست ها راه خروج و نجات قرار می دهد

وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مِنْ أَمْرِهِ يُسْراً (4طلاق

آنکه خدا را در در نظر داشته باشد ، خداوند برای او کارهایش را آسان کرده و برایش راحتی قرار می دهد . اضطراب هایش را می زداید

وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليمٌ (282بقره
بنابر این ؛ خدا را در نظر داشته باشید (واگر چنین بودید) خداوند خودش تعلیم تان می دهد و او به همه چیز عالم است و علمش محدود نیست!!!
....

و نيز شاهد بر آن آياتي است كه دلالت بر وحي به انسان ها اعم از انبياء و افراد عادی ... و حتي حيوانات و موجودات زنده و آسمانها و زمين و ... دارد و به اين وسيله آنها را در مسير صحيح راه نمايي نموده از تنگناها ي فكري و عملي و اعتقادي نجات مي دهد و راه برون رفت از مشكلات را به دل آنها مي اندازد .

بر این اساس آنانکه گمان می کنند همه چیز به دست خودشان است و این امور خرافه و تخیل است ، خود در خرافه اند .

چه اینکه ؛ هیچ برگی از درختی نمی افتد ، و هیچ حرکتی واقع نمی شود مگر به اذن و اراده خداوند . و البته اراده انسان که در طول اراده خداوند است و اختیار او  که آن هم از خداست .

کار برای چه کسی !!!؟؟؟

آنکه برای خدا کار نکند ناگزیر برای غیر خدا کار خواهد کرد،

آنکه برای والدینش به بهای رضایت خدا و بهشت کار نکند، برای غریبه ای، به ثمن بخس و کم ارزشی کار خواهد کرد.

آنکه برای رضا وخشنودی خدا راه نرود، ناگزیر و دربدر به دنبال جلب رضا ونظر دیگران خواهد دوید .

آنکه مال خود را در راه خدا و حق مصرف نکند، ناگزیر در راه غیر خدا و باطل مصرف خواهد کرد.

آنکه ...

آنکه سرمایه عمر، جوانی، نعمت، مال، فرزند، آبرو، زیبایی، انرژی، قدرت، و... خود را به سود نرساند، وبیهوده صرف کند ناگزیر از سرمایه نامانده اش باید بخورد و دریوزگی پیشه خواهد کرد.

آنکه وجود و سرمایه اش را وقف خدا نکند، وقف غیر خدا خواهد کرد ... .

آنکه خدایی نشود، غیر خدایی می شود و متفرق .

آنکه خدایی نشود، که جاودانی شود، غیر خدایی می شود که زایل و فانی می شود.

آنکه در دامان خدا آرام نگردد، در دامان غیر خدا بیقرار می گردد.

آنکه برای خدا خاضع نشود، ناگزیر باری غیر خدا خاضع و خاکسار و چاکر ونوکر، مخلص، ومفلک، و...خواهد شد .

آنکه از خدا هدایت نخواهد و از انبیا و اولیاء هدایت نپذیرد، به ناچار از غیر خدا گمراهی نصیبش شده و از بیچارگان خواهد بود!!!

و...

1391/10/2